عکسهای یادگاری
عروسکم و صید بابا جونش



این آقا سگه رو بابایی واسه قند عسلمون خرید
اما متاسفانه این آقا سگه عمرش به دنیا نبود
و فقط دو هفته مهمون ما بود
البته با مرگش کلی پسر ما غصه خورد
وکلی براش دعا کرد



اینجا هم رفته بودیم بابلسر فسقلیها
مشغول آب بازی وبادبادک بازی بودن
بعدش هم بردیمتون باغ وحش
اما متاسفانه اهورا جون عکسهای
باغ وحش رو از تو گوشیم پاک کرد




یه شب هم با عمو سالار وعمه جون رفته بودیم
دریای فرح آبادصبح که بیدار شدی با تفنگ
عمو مشغول شکارشدید



10 تیرماه هم تولد داداش اهورا بود منم یه کیک کوچولو براش پختم تا شمعش رو فوت کنه تا بعدا برای جفتتون جشن بگیریم
(تولدت مبارک اهورا جونم )
اینم عکسهای شما وداداشیت

اینجا نفس مامان داره آرزو میکنه







مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




عکسهای یادگاری 
