***میوه بهشتی مامان وبابا***
*****تقدیم به پسر عزیز دردونه ام*****
تاريخ : 3 / 10 / 1393 | نویسنده : مامان طاها

چه شیرین بودروزی که خدا تو را از بین فرشته ها انتخاب کرد
وچه شیرین تر شد زندگیمان زمانی که تو را در آغوش کشیدیم
منت بر سر تقویم گذاشتی وسال 88 را سرافراز کردی
تابستان راخجالت زده وتیر راسربلندوعدد22
تیرراتا ابدشرمنده خودکردی
روز تولدت باشکوهترین روز هستی است روزی که آفریدگار تو را به ماهدیه داد
 
niniweblog.com

این وبلاگ روتقدیم میکنم به یه دونه پسر قشنگم تا روزی که بزرگ وبزرگ تر شوی وخودت بتوانی خاطراتت را ثبت کنی من برایت این کار را انجام میدهم تا بدانی که چقدر دوستت دارم وتک تک لحظات با تو بودن برایم گرامیست عزیز دلم اینجا واست یه صندوقچه پر از خاطرات گذاشتم تا روزی که دیگر در کنارت نبودم با خواندن اینها همیشه لبخند را به روی لبهای زیبایت بیاورم۰عشق من تو حاصل عشقی هستی که تا ابد جاودانه خواهد بود وما نیز تو را با همین عشق ‍بزرگ خواهیم کرد پس همیشه وهرگاه که ازما رنجیده خاطر شدی بیا اینجا وببین که چقدر برایمان با ارزشی وهیچ چیز قشنگتر از نگاه زیبای تونیست تا ابد عاشقانه وبی بهانه

دوووووووووووووووووووووووووووووستت داریم




بازدید : مرتبه | موضوع :
226
تاريخ : 14 / 7 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

سلام عروسک زیبای من عزیزم امروز تو مدرسه واستون جشن آب گرفتن اخه شما نوشتن درس آب رو آموختیدوقرار شد همگی با خانومتون بریم پارک سراج واونجا چند تا عکس بگیریم اول صبح من اومدم مدرسه تا همراه شما بیام سر کلاس خانومتون واستون کلاه درست کرده بود که خیلی زیبا بود همگی سرتون کردید و سوار اتوبوس شدید حالا بماند که چقدر سر کلاس تا اومدن اتوبوس آتیش سوزوندید آقای آخوندی دبیر ورزشتون هم همراهمون اومدن وقتی رسیدیم پارک کلی عکس انداختیم وکیک خوردیم  وبهتون جایزه دادیم کنار رودخونه تلارهم رفتیم وعکس انداختیم ولی از بس شما فسقلی ها شیطنت کردید زودی برگشتیم ورفنیم سوار اتوبوس شدیم من هم همونجا از شما وخانم مهربونت خداحافظی کردم و سرکوچه پیاده شدم  روز قشنگی بود در کنار شما  قند عسلم شما هم رفتید مدرسه اونجا هم آقای مدیر ازتون عکس انداختن

اینم کیک وجایزه هاتون

1175696314_www-animaatjes-nl.gif




بازدید : 143 مرتبه | موضوع :
224
تاريخ : 2 / 7 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

سلام وصد سلام به فرشته خوب وزیبای خودم پسرک 6 ساله من امروز اومدم تا یه تبریک جانانه بهت بگم اخه امرو94/6/31روز ورود شما به عرصه علم ودانشه ومامانی خیلی خوشحاله که قند عسلش واسه خودش مردی شده عروسکم مبارکت باشه امیدوارم همیشه  موفق و سلامت یاشی و به تمام آرزوهای قشنگت برسی

عزیزم امروز صبح وقتی از خواب بیدارت کردم بعد از خوردن صبحانه از زیر قرآن ردت کردم وبرات کلی آرزوهای قشنگ کردم  وقتی آژانس اومد راهی مدرسه شدیم اونجا هم یه کم دلت گرفته بود و از اینکه قرار بود هر روز چند ساعتی رو تنها وبدون مامان باشی ناراحت بودی

اینم طاطایی غمگین من تو حیاط مدرسه

زنگ که خورد رفتید سر صف آقای مدیر براتون صحبت کردن بعد هم براتون اسپند دود کردن و با شیرینی وشکلات ازتون پذیرایی شد بعد هم از زیر قران ردتون کردن و رفتید سر کلاس خانم معلم مهربونتون هم کلی براتون صحبت کرد وقصه گفت

( خانومتون بهترین معلم استان شناخته شده و کارش عالیه )

سرکار خانم پروانه شهابی مقدم

کسب رتبه دوم شهرستانی با امتیاز خیلی خوب در جشنواره الگوهای مناسب تدریس در

 سطح شهرستان قائمشهر که موجب مسرت و خوشحالی و افتخار برای کارکنان و

 دانش آموزان این دبستان شده را به شما تبریک می گوییم

بعد هم کتابهای زیباتون رو بهتون هدیه دادن وبا هم رفتیم کتاب فروشی وکتابهاتو منگنه کردیم

عاشقتم

روز اول مهر

 

امروز هم بعد از خوردن صبحانه سرویس اومد دنبالت وراهی مدرسه شدی البته با کمال بی میلی همش میگفتی منم با تو بیام با سرویس نمی رم ولی بالاخره رفتی منم با آژانس دنبالت اومدم زنگ که خورد آقای مدیر براتون صحبت کرد و بین حرفاش گفت که لطفا ازفردا دیگه والدین داخل حیاط حضور نداشته باشن همین حرف رو که زد طاهایی من زد  زیر گریه وگفت من نمیخوام برم میخوام پیش تو باشم وقتی داشت گریه میکرد ناظم مدرسه اومد وبردش صورت ماهش رو شست و نشوندش سر کلاس من هم برگشتم خونه وقتی ظهر برگشتی واست ناهار لازانیا درست کرده بودم خیلی خوشحال شدی واز اون روز به بعد دیگه با سرویس می رفتی وبرمیگشتی

صورت خندان با شکلک درجهصورت خندان با شکلک درجهصورت خندان با شکلک درجهصورت خندان با شکلک درجه

 
 
 
 



بازدید : 162 مرتبه | موضوع :
223
تاريخ : 1 / 7 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

باز آمد بوی ماه مدرسه . بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر،ماهِ مهربان بوی . خورشید پگاهِ مدرسه

از میان کوچه های خستگی . می گریزم در پناه مدرسه

باز می بینم زشوق بچه ها . اشتیاقی در نگاهِ مدرسه

زنگ تفریح و هیاهوی نشاط . خنده های قاه قاه مدرسه

باز هم بوی باغ را خواهم شنید . از سرود صبحگاه مدرسه

روز اول لاله ای خواهم کشید . سرخ بر تخته سیاه مدرسه

باز آمد بوی ماه مدرسه . بوی بازی های راه مدرسه

 




بازدید : 166 مرتبه | موضوع :
222
تاريخ : 31 / 6 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

آفرین صد آفرین هزاروسیصد آفرین فرشته روی زمین

عروسک زیبای من موفقیتت را تبریک میگویم پسرک باهوشم تو باعث افتخار من وبابایی


 




بازدید : 199 مرتبه | موضوع :
227
تاريخ : 23 / 6 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

مامان و بابا به همراه طاها و اهورا شهریور 1394 دریای فرح آباد

اینم تمشکهای جنگلی خوشمزه




بازدید : 116 مرتبه | موضوع :
221
تاريخ : 18 / 6 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

مبارکت باشه دردونه من

عزیز دلم این تفنگ رو بابایی برات هدیه گرفتن ما هم دادیمش به خانم موسوی معلم چرتکه ات تا سر کلاس تقدیمت کنن اخه پسرم ترم اول چرتکه رو با نمره بالا سپری کردوقتی هدیه رو گرفتی کلی ذوق کردی

این موجودات دریایی رو هم بابایی برات هدبه گرفتن

این هواپیما رو هم مامان نسرین برات هدیه گرفتن

این شمشیر رو هم مامان مریم برات هدیه گرفتن

ممنون از همگی

انشاالله هدایای جشن عروسیت عشقم




بازدید : 205 مرتبه | موضوع :
220
تاريخ : 15 / 6 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

13.gif13.gif13.gif

عشقم  نفسم زندگی من سلام عزیزم امروز اومدم تا لوازم التحریر اولین سال تحصیلیت رو برات به یادگار بزارم البته زحمت همه اینا رو مامان نسرین کشیدن و همه رو از نمایشگاه تهران برات خریدن ممنون مامانی

این دو تا دفتر مشق رو هم مامان مریم برات خریدن

ممنون مامانی

مبارکت باشه عزیزدلم امیدوارم موفق باشی

قند عسلم

15.gif15.gif15.gif




بازدید : 190 مرتبه | موضوع :
219
تاريخ : 14 / 6 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

سلام عروسک زیبای من مامانی امروز اومدم تا عکسهای پیش دبستانیت رو برات به یادگار بزارم عشقم قبلا گفته بودم که شما پیش دبستانی نرفتی به همین دلیل هم اداره آموزش وپرورش یه دوره فشرده واسه شما وبچه های همسن شما تو ماه مرداد تشکیل داد 2 روز در هفته تو ماه مرداد رفتی و تو ماه شهریور هم تا 10 روز متوالی سر کلاس حاضرشدی اونجا کاردستی ونقاشی میکشیدید روزهای اول ناراحت بودی وگریه می کردی منم مجبور بودم بیام کنارت بشینم اما کم کم عادت کردی من وداداشی هم پایین تو راهرو منتظر مینشستیم تا کلاست تموم بشه روز 10 شهریور هم واستون جشن پایان دوره گرفتیم از اداره هم برای بازدید اومدن خلاصه این مرحله رو هم با موفقیت پشت سر گذاشتی عروسکمبوس

اینم کیک جشنتون که یکی از مامان ها زحمت کشیده بود درست کرده بود

اینم مدرک دوره پیش دبستانی

طاها جون و خانم معلمش سرکار خانم ماریا بدیعی

این هدیه کوچولو رو هم بازرس اداره بهتون تقدیم کردن

عشقم ممنون از اینکه هستی و باعث سرافرازی منی




بازدید : 227 مرتبه | موضوع :
218
تاريخ : 10 / 5 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

جدول سودوکو

گوشه ها

موفق باشی پسرم




بازدید : 186 مرتبه | موضوع :
216
تاريخ : 8 / 5 / 1394 | نویسنده : مامان طاها

سلام پسرک باهوشم امروزم اومدم تا یک سری دیگه از خاطراتت رو اینجا ثبت کنم عزیزم امروز صبح قبل از رفتن به کلاس رفتیم لوازم تحریری تا واست کلاسر بگیرم چون هم راحت تر بودی هم اینکه کیفت واسه اول مهر تمیز بمونه

اینم کیف گل پسرم

خانمتون گفته بود دفتر شطرنجی هم بگیرید خلاصه یه سری وسایل واست خریدم وراهی کلاس شدیم

عزیزم خیلی خوشحالم از اینکه شما با رفتن به این کلاسها واسه اول مهر حسابی آماده میشی وقتی رفتی سر کلاس به من گفتی جلوی کلاس بشین منو ببین گفتم باشه اما یکدفعه زدی زیر گریه وکلی اشک ریختی خانوم شهابی هم به من گفت چون طاها جون استرس داره شما بیا سر کلاس بشین تا آروم بشه خلاصه من وداداش اهورا تاآخر کلاس شما رو همراهی کردیم سر کلاس خانم شهابی به من گفت یه کلاس به اسم چرتکه (UCMAS)هست که اگر بفرستمت خیلی روی ریاضیات وتمرکز حواست تاثیر داره منم شماره اون کلاس رو گرفتم وقرار شد که در موردش تحقیق کنم وقتی اومدیم خونه تماس گرفتم مدیر مدرسه صاحب زمان در مورد کلاسها بهم توضیح داد وقرار شد که من شب با بابایی مشورت کنم وفردا برای ثبت نام بریم قبل از ثبت نام هم حسابی تو اینترنت در موردش تحقیق کردم وفهمیدم که واقعا خیلی جالب وخوبه که بچه ها با این سرعت جمع وتفریق وضرب وتقسیم ذهنی انجام میدادن خلاصه شب بابایی بهمون ok داد که فردا بریم ثبت نام کنیم کلاسها از 6مرداد ماه شروع شد اونروز هم ازم خواستی تو کلاس بشینم یک ربع اول سر کلاس نشستم ولی بعد کم کم از کلاس رفتم بیرون وپشت تر بودم همش میومدی منو نگاه میکردی تا خیالت راحت بشه که هستم

(خدایا این استرس واضطراب رو از پسر کوچولوی من بگیر)

روز اول بهتون یه سری وسایل دادن که شامل دو کتاب و دو دفتر تند نویسی وشنیداری بود به اضافه سی دی وچرتکه ویه کیف خوشگل

اولین مرحله کار این بود که اعداد رو به انگلیسی یاد بگیرید وبعد با چرتکه کار کنید تو کلاس هم تا حدودی باهاتون انگلیسی صحبت میکنن در کل کلاس خوبی بود امیدوارم همیشه موفق وپیروز باشی عزیز دلم

اینم تاریخ وساعت روزهای کلاست مینویسم تا وقتی بزرگ شدی واست یه خاطره بشه

روزهای یکشنبه وسه شنبه از تاریخ 13 تیر 1394  به بعد ساعت 10:30کلاس ریاضی

روزهای یکشنبه از 6 مرداد 1394 به بعد ساعت 8 صبح کلاس چرتکه که البته بعدش میرفتیم کانون ریاضی
 




بازدید : 234 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 20 صفحه بعد